ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
890
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
آن را در قصيدهء رائى [ 1 ] مشهور خود بنظم آورد و مردم به از بر كردن آن شيفتگى خاصى نشان دادند . سپس دربارهء رسم كلمهها و حروف ديگرى اختلاف روى داد كه ابو داود سليمان بن نجاح از موالى مجاهد آنها را در كتب خود ياد كرده است و او از شاگردان ابو عمرو دانى و مشهور بداشتن علوم و روايت كتب وى بوده است . آنگاه پس از ابو داود اختلاف ديگرى نيز روايت شده است و خرّاز از متأخران مغرب ارجوزهء ديگرى بنظم آورده و افزون بر آنچه در كتاب مقنع آمده است اختلافات بسيارى ديگرى نيز در ارجوزهء خويش آورده و هر يك از عقايد و آراى خلاف را بگويندهء آن نسبت داده است و از آن پس مردم تنها به از بر كردن ارجوزهء خرّاز اكتفا كردند و كتب ابو داود و ابو عمرو شاطبى را در رسم الخط فرو گذاشتند . و اما تفسير ، بايد دانست كه قرآن به زبان عرب و بر اسلوب بلاغت آن قوم نازل شده است و همهء اقوام عرب آن را ميفهميدند و معانى آن را از مفردات و تركيبهاى آن مىآموختند . و قرآن براى بيان توحيد و واجبات دينى بر حسب وقايع و اتفاقات جمله جمله و آيه آيه نازل ميشد چنان كه برخى از آنها در عقايد ايمانى و بعضى دربارهء احكام پيش آمدها و گرفتاريهاى شبانه روزى و برخى متقدم و بعضى متأخر است و ناسخ آن مىباشد . و پيامبر ، ص ، آيات مجمل را بيان و تشريح ميكرد و ناسخ را از منسوخ جدا مىكرد و آنها را به اصحاب خويش مىآموخت . اين است كه صحابه آنها را آموختند و بسبب نزول آيات و مقتضاى حال آنها آگاه شدند و آنها را از وى روايت كردند ، چنان كه از قول وى دانسته شده است كه منظور از سورهء « إِذا جاءَ نَصْرُ الله وَ الْفَتْحُ 110 : 1 » [ 2 ] خبر دادن خداست از مرگ وى و امثال
--> [ 1 - ) ] يعنى قصيدهاى كه روى آن حرف « ر » است . [ 2 - ) ] سورهء ( النصر ) آيهء 1 . در تفسير رازى چنين است : « حق تعالى اين سوره را در فتح مكه فرستاد . در خبر است كه رسول ، ص ، چون اين سوره آمد بگريست و گفت نعيت الى نفسى ، خبر مرگ من با من دادند . گفتند براى آن گفت كه او را خبر داده بودند كه چون مكه بگشايد براى تو آخر عهد تو باشد و گفتند براى آنكه دانست كه هر كار بنهايت رسد وقت زوال بود آن را » ( تفسير ابو الفتوح رازى ، ج 5 ص 597 )